سه گانه تعزیه
سه گانه تعزیه
تعزیه از درون سوگوارىهاى مذهبى برآمده و خود نیز جزئى از سوگوارى بهشمار مىرود. اما رفته رفته با پیمودن مسیر تکاملى، انواع تعزیهها به وجود آمد. تعزیه را مىتوان به تعزیه دوره، تعزیه زنانه و تعزیه مضحک تقسیم کرد. تعزیه دوره عبارت است از به نمایش درآوردن چندین دستگاه تعزیه به گونهاى همزمان که چندین گروه تعزیهخوان در یک محل یا محلهاى مختلف، آن را مىخوانند. شیوه کار به این صورت است که گروه نخست پس از پایان بخشیدن به کار خود در محل نخست، به محل دوم مىرود و در آنجا همان دستگاه را تکرار مىکند و دسته دوم جاى آن را گرفته دستگاه دیگرى را به نمایش در مىآورد. آنگاه گروه نخست پس از به پایان بردن کار در محل دوم به محل سوم مىرود و گروه دوم نیز که کار خود را در محل یکم پایان بخشیده جاى گروه نخست را در محل دوم مىگیرد. به همین صورت چندین دستگاه تعزیه به صورت همزمان به نمایش در مىآید. در برخى از جاها تعزیه دوره را در میدانى گرد و پر از تماشاگر بازى مىکردند.
تعزیه زنانه نمایش تعزیهاى است که روزگارى به وسیله زنان و براى تماشاگران زن، معمولاً در دنباله مجالس روضهخوانى اجرا مىشد و تنها به صورت کارى تفننى برجا ماند و عمومیت و توسعهاى نیافت. این تعزیهها را در فضاى باز حیاطها، یا تالارهاى بزرگ خانهها بازى مىکردند. بازیگران شبیهخوانها زنانى بودند که پیش از آن در مجلسهاى زنانه «ملا» روضه مىخواندند و یا پاى چنین مجالسى راه و رسم بازیگرى را آموخته بودند. آنها نقش مردان مجالس مختلف را نیز خود بازى مىکردند. داستان این تعزیهها مثل مضامین تعزیه معمولى بود، با این تفاوت که قهرمانهاى اصلیش را بیشتر زنان تشکیل مىدادند. تعزیه زنانه تا میان عهد قاجارگاه گاه در خانههاى اشرافیان بازى مىشد و رفته رفته تا اواخر این دوره از میان رفت.
تعزیه مضحک، تعزیهاى است شاد با مایههایى سرشار از طنز، کنایه، لعن و نفرین. افراد در این تعزیه به تمسخر دین ستیزان و کسانى مىپردازند که به پیامبر(ص) و امامان علیهمالسلام و خاندان آنها ستم و یا بىادبى کردهاند. اگر اولیاخوانى در این تعزیهها نقش داشته باشد، حضورش چه در گفتار و چه در رفتار توأم با وقار و متانت است، در حالى که دیگران هر یک به جاى خود با بازىها و حرکتهایى مضحک و خندهآور ظاهر مىشوند و شادى مىآفرینند. گاهى هم مثلا براى نشان دادن مجلس کفار از مطربان و تقلیدگران و مسخرگان استفاده مىکردند که چون مراد از این استفاده تمسخر و توهین به آنها بود، طبعا منعى نیز نمىتوانست داشت. این نوع تعزیهها معمولا در جمعهها و عیدهاى مذهبى و براى شاد کردن مردم اجرا مىشد.
تعزیه امروز
هنر تعزیه، در طول زمان تغییراتى را به خود دیده است اما هنوز هم جزو اصیلترین و پرسابقهترین هنرهاى ایرانى و اسلامى مردمان این سرزمین است. در استانهاى مختلف از شمالىترین شهرهاى خراسان و آذربایجان تا جنوبىترین شهرهاى سیستان و اهواز از پهنه کویر تا حاشیههاى زاگرس و البرز و از دریاى خزر تا خلیج فارس، در ایام محرم، تعزیه برگزار مىشود. نسخههاى اشعار این نمایش مذهبى در سراسر کشور تفاوت کمى با هم دارند. مردم از اول ماه محرم همه ساله به مناسبت سالروز این واقعه، در شهرها و روستاهاى ایران، مساجد و تکایا را با قالى و قالیچه آذین مىبندند و دیوارها و منبر را سیاهپوش مىکنند. تا چند سال قبل، شبیهخوانى و تعزیهخوانى از هفتم محرم در میادین و صحن حیاط حسینیهها و تکایا در شهرستانها معمول بود. شبیهخوانها که براى این کار تعلیم یافته بودند، کار خود را با طبل، شیپور و کرنا در محل تعیین شده آغاز مىکردند. مردان از یکسو و زنان از سوى دیگر، کمکم جمع مىشدند و به تماشاى مراسم شبیهخوانى و تعزیهخوانى مىایستادند. معمولا یک یا چند ریش سفید، ماموریت راهنماى مردم و حفظ نظم محیط برگزارى تعزیه را بر عهده داشتند.
شبیهخوانها هر روز یکى از وقایع کربلا را نشان مىدهند و شبیهخوانى مربوط به آن را نمایش مىدهند. بازیگران نیز معمولا نقش خود را از روى نوشتههایى که دارند مىخوانند و نقشها را بهترتیب اجرا مىکنند. شبیهخوانها در سوال و جوابها تناسب آوایى را رعایت مىکنند. مثلا اگر امامحسین (ع) یا حضرت عباس (ع) سوال و جوابى رد و بدل کنند و امام سوالى را با شور و حال خاصى بپرسد، حضرت عباس نیز پاسخ او را با تناسب و آهنگین مىدهد. البته مخالفخوانها و اشقیاخوانها، شعرها را با صداى بلند و بدون تحریر مىخوانند و حالتى پرخاشگرانه دارند. تعزیهنامه نیز به عنوان یکى از اصلىترین متنهاى شبیهخوانى در اختیار تعزیهخوانان قرار دارد. تعزیهنامه، متنى است که تعزیهگردان براى اجراى تعزیهاى گرد آورده یا مىنگارد و پیش از آغاز تعزیه میان شبیهخوانها پخش مىکند. گاهى به تعزیهنامه، «نسخه» هم مىگویند.
نمایششناسان در بررسى گونههاى مختلف نمایشى به همانندىهایى بین تعزیه و تئاتر روایى اشاره مىکنند. مثل جنبه بهره بردن از شیوه فاصلهگذارى یا بیگانهسازى که در جریان آن اگر چه بازیگر خود در نمایش ماجرا نقش مىآفریند، اما شیوه کار او طوری است که در تماشاگر مىدمد تا بازیگر را با شخصیت مورد نظر یکى نگیرد (یا به اصطلاح تئاترى، او را همسان نپندارند) و بداند که او فقط نقش افراد را بازى مىکند. براى رسیدن به این هدف، یا لحظههایى بازى را قطع مىکند و یا آنکه در برابر کامروایىها یا رنج و شکنجههاى رفته بر آن شخصیت واکنش نشان مىدهد. تعزیه، میراث فرهنگى آیینى ماست. تعزیهخوانها نیز هر سال خود را براى این نمایش آماده مىکنند تا این میراث زنده بماند و نسلهاى بعد هم از آن بهره ببرند.
تعزیه از درون سوگوارىهاى مذهبى برآمده و خود نیز جزئى از سوگوارى بهشمار مىرود. اما رفته رفته با پیمودن مسیر تکاملى، انواع تعزیهها به وجود آمد. تعزیه را مىتوان به تعزیه دوره، تعزیه زنانه و تعزیه مضحک تقسیم کرد. تعزیه دوره عبارت است از به نمایش درآوردن چندین دستگاه تعزیه به گونهاى همزمان که چندین گروه تعزیهخوان در یک محل یا محلهاى مختلف، آن را مىخوانند. شیوه کار به این صورت است که گروه نخست پس از پایان بخشیدن به کار خود در محل نخست، به محل دوم مىرود و در آنجا همان دستگاه را تکرار مىکند و دسته دوم جاى آن را گرفته دستگاه دیگرى را به نمایش در مىآورد. آنگاه گروه نخست پس از به پایان بردن کار در محل دوم به محل سوم مىرود و گروه دوم نیز که کار خود را در محل یکم پایان بخشیده جاى گروه نخست را در محل دوم مىگیرد. به همین صورت چندین دستگاه تعزیه به صورت همزمان به نمایش در مىآید. در برخى از جاها تعزیه دوره را در میدانى گرد و پر از تماشاگر بازى مىکردند.
تعزیه زنانه نمایش تعزیهاى است که روزگارى به وسیله زنان و براى تماشاگران زن، معمولاً در دنباله مجالس روضهخوانى اجرا مىشد و تنها به صورت کارى تفننى برجا ماند و عمومیت و توسعهاى نیافت. این تعزیهها را در فضاى باز حیاطها، یا تالارهاى بزرگ خانهها بازى مىکردند. بازیگران شبیهخوانها زنانى بودند که پیش از آن در مجلسهاى زنانه «ملا» روضه مىخواندند و یا پاى چنین مجالسى راه و رسم بازیگرى را آموخته بودند. آنها نقش مردان مجالس مختلف را نیز خود بازى مىکردند. داستان این تعزیهها مثل مضامین تعزیه معمولى بود، با این تفاوت که قهرمانهاى اصلیش را بیشتر زنان تشکیل مىدادند. تعزیه زنانه تا میان عهد قاجارگاه گاه در خانههاى اشرافیان بازى مىشد و رفته رفته تا اواخر این دوره از میان رفت.
تعزیه مضحک، تعزیهاى است شاد با مایههایى سرشار از طنز، کنایه، لعن و نفرین. افراد در این تعزیه به تمسخر دین ستیزان و کسانى مىپردازند که به پیامبر(ص) و امامان علیهمالسلام و خاندان آنها ستم و یا بىادبى کردهاند. اگر اولیاخوانى در این تعزیهها نقش داشته باشد، حضورش چه در گفتار و چه در رفتار توأم با وقار و متانت است، در حالى که دیگران هر یک به جاى خود با بازىها و حرکتهایى مضحک و خندهآور ظاهر مىشوند و شادى مىآفرینند. گاهى هم مثلا براى نشان دادن مجلس کفار از مطربان و تقلیدگران و مسخرگان استفاده مىکردند که چون مراد از این استفاده تمسخر و توهین به آنها بود، طبعا منعى نیز نمىتوانست داشت. این نوع تعزیهها معمولا در جمعهها و عیدهاى مذهبى و براى شاد کردن مردم اجرا مىشد.
تعزیه امروز
هنر تعزیه، در طول زمان تغییراتى را به خود دیده است اما هنوز هم جزو اصیلترین و پرسابقهترین هنرهاى ایرانى و اسلامى مردمان این سرزمین است. در استانهاى مختلف از شمالىترین شهرهاى خراسان و آذربایجان تا جنوبىترین شهرهاى سیستان و اهواز از پهنه کویر تا حاشیههاى زاگرس و البرز و از دریاى خزر تا خلیج فارس، در ایام محرم، تعزیه برگزار مىشود. نسخههاى اشعار این نمایش مذهبى در سراسر کشور تفاوت کمى با هم دارند. مردم از اول ماه محرم همه ساله به مناسبت سالروز این واقعه، در شهرها و روستاهاى ایران، مساجد و تکایا را با قالى و قالیچه آذین مىبندند و دیوارها و منبر را سیاهپوش مىکنند. تا چند سال قبل، شبیهخوانى و تعزیهخوانى از هفتم محرم در میادین و صحن حیاط حسینیهها و تکایا در شهرستانها معمول بود. شبیهخوانها که براى این کار تعلیم یافته بودند، کار خود را با طبل، شیپور و کرنا در محل تعیین شده آغاز مىکردند. مردان از یکسو و زنان از سوى دیگر، کمکم جمع مىشدند و به تماشاى مراسم شبیهخوانى و تعزیهخوانى مىایستادند. معمولا یک یا چند ریش سفید، ماموریت راهنماى مردم و حفظ نظم محیط برگزارى تعزیه را بر عهده داشتند.
شبیهخوانها هر روز یکى از وقایع کربلا را نشان مىدهند و شبیهخوانى مربوط به آن را نمایش مىدهند. بازیگران نیز معمولا نقش خود را از روى نوشتههایى که دارند مىخوانند و نقشها را بهترتیب اجرا مىکنند. شبیهخوانها در سوال و جوابها تناسب آوایى را رعایت مىکنند. مثلا اگر امامحسین (ع) یا حضرت عباس (ع) سوال و جوابى رد و بدل کنند و امام سوالى را با شور و حال خاصى بپرسد، حضرت عباس نیز پاسخ او را با تناسب و آهنگین مىدهد. البته مخالفخوانها و اشقیاخوانها، شعرها را با صداى بلند و بدون تحریر مىخوانند و حالتى پرخاشگرانه دارند. تعزیهنامه نیز به عنوان یکى از اصلىترین متنهاى شبیهخوانى در اختیار تعزیهخوانان قرار دارد. تعزیهنامه، متنى است که تعزیهگردان براى اجراى تعزیهاى گرد آورده یا مىنگارد و پیش از آغاز تعزیه میان شبیهخوانها پخش مىکند. گاهى به تعزیهنامه، «نسخه» هم مىگویند.
نمایششناسان در بررسى گونههاى مختلف نمایشى به همانندىهایى بین تعزیه و تئاتر روایى اشاره مىکنند. مثل جنبه بهره بردن از شیوه فاصلهگذارى یا بیگانهسازى که در جریان آن اگر چه بازیگر خود در نمایش ماجرا نقش مىآفریند، اما شیوه کار او طوری است که در تماشاگر مىدمد تا بازیگر را با شخصیت مورد نظر یکى نگیرد (یا به اصطلاح تئاترى، او را همسان نپندارند) و بداند که او فقط نقش افراد را بازى مىکند. براى رسیدن به این هدف، یا لحظههایى بازى را قطع مىکند و یا آنکه در برابر کامروایىها یا رنج و شکنجههاى رفته بر آن شخصیت واکنش نشان مىدهد. تعزیه، میراث فرهنگى آیینى ماست. تعزیهخوانها نیز هر سال خود را براى این نمایش آماده مىکنند تا این میراث زنده بماند و نسلهاى بعد هم از آن بهره ببرند.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 19:3  توسط
|